خداروشکر این زمستون کذایی رو به پایان کاره
اسفند که آغاز بشه
همچی که این نسیمای بهاری بهم بخوره
حالم میاد سر جاش
گفته بودم عاشق بهارم؟ آره گفته بودم
عاشق آخرای زمستون و اولای بهار
گفته بودم برات
از هوای خوبی که منو مییییبره اون بالا بالا ها
از اینکه دوس دارم زمستونا برم جنوب
زمستونای جنوبو بخاطر هوای بهاریش دوس دارم
بهارو بخاطر نسیماش
بخاطر بوی خوشش دوس دارم
بزنه باز بهار شه بوی شب بو و یاس و
شکوفه ی بهار نارنج منو دیوونه کنه
آخ که اگه بودی...
کاش بودی...
کجای این دنیایی ؟
که مطمئنم هستی و هنوز پیدات نکردم
میدونی فکر تو منو یاد چی میندازه؟
یاد این بیت که میگه
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی...
شاید بگن دیوونست دختره
ولی من مطمئنم یه روزی میای تو زندگیم
بابا لنگ دراز ناشناخته ی عزیزم✨
برچسب:
نویسنده: نرگس اسدی