نمیدانم چندمین... به بابا لنگ دراز عزیزم...❤️
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 0:46
خداروشکر این زمستون کذایی رو به پایان کارهاسفند که آغاز بشه همچی که این نسیمای بهاری بهم بخورهحالم میاد سر جاشگفته بودم عاشق بهارم؟ آره گفته بودمعاشق آخرای زمستون و اولای بهارگفته بودم براتاز هوای خوبی که منو مییییبره اون بالا بالا هااز اینکه دوس دارم زمستونا برم جنوبزمستونای جنوبو بخاطر هوای بهاریش...
عاشق شدم! گناه نکردم که
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 0:46
این چشم غره های پدر از چیست؟؟مادر من اشتباه نکردم کهتا چند حرف توبه و استغفار؟؟عاشق شدم گناه نکردم که !اندوهِ او نمیرود از یادممن تا همیشه با غمِ او شادمجز عمر خود که هدیه به او دادمعمر از کسی تباه نکردم که...گفتی نظر خطاست قبول امامَهرو اگر چه دور و برم کم نیستهرگز منِ فلک زده جز آن ماهسوی کسی نگاه...
پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 6:40
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سپردمش دست خدا.... خدا! به تو سپردمش...
✨
-
تاریخ: 1404/9/5 ساعت: 18:49
کوچ میکنم به خاطرات تواز صدا های بلندِ تو سرم...بی تو غیر قابل تحملم!از خودم به تو پناه میبرم...با تو ام شعله ی باد آوردهبا تو ام نرگسِ بارون خوردهنیستی اما تموم این شباروی پاهای تو خوابم برده....✨ ♥ جمعه شانزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 3:8 توسط نازنین: Adblock test (Why?)
✨
-
تاریخ: 1404/9/4 ساعت: 1:55
کوچ میکنم به خاطرات تواز صدا های بلندِ تو سرم...بی تو غیر قابل تحملم!از خودم به تو پناه میبرم...با تو ام شعله ی باد آوردهبا تو ام نرگسِ بارون خوردهنیستی اما تموم این شباروی پاهای تو خوابم برده....✨ ♥ جمعه شانزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 3:8 توسط نازنین: Adblock test (Why?)
✨
-
تاریخ: 1404/8/29 ساعت: 1:22
کوچ میکنم به خاطرات تواز صدا های بلندِ تو سرم...بی تو غیر قابل تحملم!از خودم به تو پناه میبرم...با تو ام شعله ی باد آوردهبا تو ام نرگسِ بارون خوردهنیستی اما تموم این شباروی پاهای تو خوابم برده....✨ ♥ جمعه شانزدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 3:8 توسط نازنین: Adblock test (Why?)
جدید✨
-
تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 20:08
از حال من نپرس که دیوانه تر شدماز حال و روز تو چخبر؟ عاقلی هنوز؟این ماه هم تمام شد اما هلال نهدر چشم های مه زده ام کاملی هنوزبا تخته پاره ها به توافق رسیده اممن جزر و مدم و تو همان ساحلی هنوزمن ماضی بعیدم و گم ، بین جمله هاتاما تو در مضارع من ، فاعلی هنوزبیدار مانده ام که تورا مثنوی کنمآسوده تر بخوا...
-
تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 20:57
تا خدا بنده نواز است... به خلقش چه نیاز؟؟؟! :) ………
...
-
تاریخ: 1397/8/2 ساعت: 7:35
مولای من... آقای خوبی ها... میلادت مبارک.... من صدهزار جمعه طلب دارم از خدا... این جمعه ها بدون تو اقا حساب نیست...
خیلی بامرامین عشقا
-
تاریخ: 1397/8/2 ساعت: 7:35
سلام بچه ها من زنده ام ^_^ مرسی که انقد دلگرمی میدین عاشقتونم خوبیاتون بمونه برام دوستون دارم ماهر و علی مرسی یه عالمه
خدا...
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 0:10
بالاخره تا نره بقیه رو امتحان نکنه که نمیفهمه من با همه براش فرق داشتم.....
:)
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 11:29
سپردمش دست خدا.... خدا! به تو سپردمش... مواظب دلم باش... :) تو راه کربلام..... ♥ سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 21:57 توسط نازنین:
به خداحافظی تلخ تو سوگند... نشد....
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 11:29
به خداحافظی تلخ تو سوگند... نشد.... به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ی ممنوع ، ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند ، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس ، هیچ کسی هم به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداون...
•_•
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 15:54
نود درصد مخاطبین گوشیم بیخودناااااا حالا کافیه یکیو پاک کنم فرداش مرررگ و زندگییم میفته دست همون یه نفر -_-
من و خودم تنهایی :)
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 15:54
دلم میخواد با یه آدم حرف بزنم حیف آدم نیس...
چشمات :)
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 15:54
تو از پرواز میگفتی... هوات بوی سقوط میداد... میدونستم ولی چشمات... بهم حق السکوت میداد :)
ولی بازم دوسش دارم...
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 22:31
ولی بازم دوسش دارم... دنیای مجازی فقط هی بهت یاد آوری میکنه خیلی تنهایی.... :) ♥ جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 1:44 توسط نازنین:
دخترم...ولی از خیلیا مرد ترم... :)
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 22:31
دخترم...ولی از خیلیا مرد ترم... :) گریه نمیکنم... نه اینکه سنگم... گریه غرورمو به هم میزنه... مرررد برای هضم دلتنگیاش... گریه نمیکنه...قدم میزنه... ♥ جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 23:5 توسط نازنین:
خداجونم مررررررسیییییی انقد مهربونیییی...چه روز قشنگیهههه...عاشقتم خداجونمممممم بوووس
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 22:31
خداجونم مررررررسیییییی انقد مهربونیییی...چه روز قشنگیهههه...عاشقتم خداجونمممممم بوووسخوشحالمممممممممممممممم خوشالم خوشالم خوشالمممم جیییییییییییغ از صب بیدار شدم به طرز فجیعی انرژی دارممممممم مامان بابا و خواهرام و برادرم نیستن کلللللل خونه رو برق انداختم مث دسته ی گل بعدم یه پیراهن مجلسی آبی باگلای...
:(
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:50
فاصله... ستون دین راهم میشکند.. من که دیگر... منم...