
خداروشکر این زمستون کذایی رو به پایان کارهاسفند که آغاز بشه همچی که این نسیمای بهاری بهم بخورهحالم میاد سر جاشگفته بودم عاشق بهارم؟ آره گفته بودمعاشق آخرای زمستون و اولای بهارگفته بودم براتاز هوای خوبی که منو مییییبره اون بالا بالا هااز اینکه دوس دارم زمستونا برم جنوبزمستونای جنوبو بخاطر هوای بهاریش دوس دارمبهارو بخاطر نسیماش بخاطر بوی خوشش دوس دارمبزنه باز بهار شه بوی شب بو و یاس وشکوفه ی بهار نارنج منو دیوونه کنهآخ که اگه بودی...کاش بودی...کجای این دنیایی ؟که مطمئنم هستی و هنوز پیدات نکردممیدو...
ادامه مطلب
این چشم غره های پدر از چیست؟؟مادر من اشتباه نکردم کهتا چند حرف توبه و استغفار؟؟عاشق شدم گناه نکردم که !اندوهِ او نمیرود از یادممن تا همیشه با غمِ او شادمجز عمر خود که هدیه به او دادمعمر از کسی تباه نکردم که...گفتی نظر خطاست قبول امامَهرو اگر چه دور و برم کم نیستهرگز منِ فلک زده جز آن ماهسوی کسی نگاه نکردم که!من قصه ی شبانه نمیگویم!بیهوده عاشقانه نمیگویم!میخواهمش که شعر و غزل گفتمدفتر فقط سیاه نکردم که!این چشم غره های پدر از چیست؟؟؟امشب سر نماز دعایم کناما مخواه توبه کنم مادرعاشق شدم... گناه نکرد...
ادامه مطلب
از کجا انقدر مطمینی؟؟؟؟؟ خدای بالای سرمون... همون خدایی که دعای خیلیا رو مستجاب میکنه خدای تو هم هست.... مثلا همین شوهر خواهرم از بچگی به خواهرم علاقه داشت... الان بیست و پنج سالش شده به عشقش رسید دو هفته پیش خدا دعای خیلیا رو مستجاب میکنه خیلیایی که دیگه واقعا ناامید شدن.... شوهر خواهرم ۱۳سااال عاشق بود باید ناامید میشد...؟!! الان عشقش کنارشه... بغلشه.... همون خدایی که سیزده سال منتظرش گذاشت و دعاشو مستجاب نمیکرد.... بیا و ببین حالا چقدر خوشحالش کرده.. ....
ادامه مطلب